تبليغاتX
دانلود موبایل فیلم موزیک

دانلود موبایل فیلم موزیک
جوانان امروز

بازديد : 2 مرتبه
تاريخ : دوشنبه 1 خرداد 1391


دلمان خوش است که مینویسم

و دیگــران می خـواننــد

و عــده ای می گـوینــد

آه چـه زیبــا و بعضــی اشـک می ریــزند

و بعضــی مـی خنــدنـد

دلمــان خـوش اســت

به لــذت هــای کــوتـاه

به دروغ هــایی که از راســت

بـودن قشنــگ تـرند

به اینکــه کســی برایمــان دل بســوزاند

یـا کســی عاشقمــان شــود

با شــاخه گلی دل می بنــدیـم

دلمــان خـوش می شــود

به بـرآوردن خـواهشــی و چشــیدن لـذتـی

و وقــتی چیـــزی مـطابـق مــیل مــا نبــود

چقـــدر راحـت لگـــد می زنیـــم

و چــه ســــاده می شـکــنیم

همــــه چیـــز را


ادامه مطلب...
ارسال توسط sa |دسته:| امتياز : 0 | 1 2 3 4 5 6|چه,ساده,ی,ساده,..., ,
بازديد : 2 مرتبه
تاريخ : دوشنبه 1 خرداد 1391

بارالها...

از كوي تو بيرون نشود پاي خيالم

نكند فرق به حالم

چه براني،چه بخواني

چه به اوجم برساني،چه به خاكم بكشاني...

 نه من آنم كه برنجم،نه تو آني كه براني...

نه من آنم كه ز فيض نگهت چشم بپوشم

نه تو آني كه گدا را ننوازي به نگاهي

در اگر باز نگردد،نروم باز به جايي

پشت ديوار نشينم چو گدا بر سر راهي

كس به غير از تو نخواهم،چه بخواهي چه نخواهي

باز كن در كه جز اين خانه مرا نيست پناهي



ادامه مطلب...
ارسال توسط sa |دسته:| امتياز : 0 | 1 2 3 4 5 6|بارالها, ,
بازديد : 2 مرتبه
تاريخ : دوشنبه 1 خرداد 1391

تنها نجات یافته کشتی، اکنون به ساحل این جزیره دور افتاده، افتاده بود.

او هر روز را به امید کشتی نجات، ساحل را و افق را به تماشا می نشست.

سرانجام خسته و نا امید، از تخته پاره ها کلبه ای ساخت تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن  بیاساید.

اما هنگامی که در اولین شب آرامش در جستجوی غذا بود، از دور دید که کلبه اش در حال سوختن است و

دودی از آن به آسمان می رود.

بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود.

از شدت خشم و اندوه در جا خشک اش زد. فریاد زد:

« خدایــــا! چطور راضی شدی با من چنین کاری بکنی؟ »

صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید.

کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، و حیران بود.

نجات دهندگان می گفتند:

“خدا خواست که ما دیشب آن آتشی را که روشن کرده بودی ببینیم.



ادامه مطلب...
ارسال توسط sa |دسته:| امتياز : 0 | 1 2 3 4 5 6|نجات,یافنه, ,
بازديد : 2 مرتبه
تاريخ : دوشنبه 1 خرداد 1391


در دو چشمش گناه مي خنديد

بر رخش نور ماه مي خنديد

در گذرگاه آن لبان خموش

شعله يي بي پناه مي خنديد

شرمناك و پر از نيازي گنگ

با نگاهي كه رنگ مستي داشت

در دو چشمش نگاه كردم و گفت

بايد از عشق حاصلي برداشت

سايه يي روي سايه يي خم شد

در نهانگاه رازپرور شب

نفسي روي گونه يي لغزيد

بوسه يي شعله زد ميان دو لب



ادامه مطلب...
ارسال توسط sa |دسته:| امتياز : 0 | 1 2 3 4 5 6|بوسه, ,
بازديد : 2 مرتبه
تاريخ : دوشنبه 1 خرداد 1391

شیشه رفته توی دستم دارم جیق می زنم,به دوستم میگم دربیار.میگه شیشه رو؟میگم:په نه په ادای منو.


به دوستم میگم آخر هفته بریم استخر,میگه بریم شنا کنیم..په نه په بریم منچ بازی کنیم


رفتم پیژامه از کمد برداشتم پوشیدم بابام میگه از تو کمد برداشتی؟ په نه په گذاشته بودم تو یخچال تابستونه پیژامه تگری بپوشم خنک شم


رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر,یارو گفت:راحت باشه؟په نه په خار داشته باشه


تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه,یارو زده به شیشه میگه آقا می خوای گاز بزنی؟ میگم: په نه په می خوام لیس بزنم


به یارو راننده میگم.اقا اگه میشه یکم سریعتر.الان هواپیما میپره ...میگه به سلامتی مسافرین؟...گفتم په نه په فندک هواپیما دیشب تو دستم جا مونده میرم بدم رانندش


رفتم نون بگیرم طرف میگه شما هم نون می خواین؟ په نه په اومدم با خط تولید آشنا شم


تو بیلیارد توپ 8 تو زدم رفته تو سوراخ,یارو میگه رفت تو؟ په نه په کریس آنجلم غیبش کردم


دویست تا پشه نیشم زدن هرکدوم اندازه یه پرتغال باد کرده رفیقم میگه پشه زده؟په نه په باد معده ام رو نگه داشتم زده زیر پوستم




ادامه مطلب...
ارسال توسط sa |دسته:| امتياز : 0 | 1 2 3 4 5 6|په,نه,په..................., ,
صفحه قبل 1 ... 1327 صفحه بعد